تبليغاتX
Metadata

Metadata

نوشتن همیشه سخت است به خصوص وقتی قرار باشد چیزی بین رسمی و غیررسمی بنویسی. سالها پیش که نوشتن برایم کابوسی وحشتناک بود دبیر ادبیاتی را تجربه کردم که نوشتن را به زیباترین سرگرمی عمرم بدل کرد. فامیلش آقای رادکان بود کسی چه می داند شاید یک روز نوشته های شاگردش را بخواند که

 

"کاش خواننده شعرم باشی"

 

اولش فکر می کردم که خیلی سخت باشد این که هر روز مجبور باشی هر چه اتفاق افتاده است و نیافتاده است! بنویسی. او ما را مجبور کرده بود که یک دفتر بخریم و هر روز یادداشت روزانه بنویسیم. روزهای اول تمام نوشته هایم با "صبح ساعت ... از خواب بیدار شدم" شروع می شد و با "ساعت را کوک کردم و چشم هایم را بستم" تمام! اما کم کم اتفاق عجیبی افتاد: از دل آن تکرارهای خشک و خسته کننده، چیزی رویید. چیزی شبیه یک حس، یک ترنم، یک نغمه، یک نمی دانم چی که هنوز هم آن را احساس می کنم. سبکم را یافتم. شیوه نگارشم شکل گرفت و دیگر برای خواست او ننوشتم. توقفش مشکل بود. این بار من بودم که می خواستم بنویسم. این من بودم.

حالا چرا این ها را در این جا می نویسم؟ سوال جالبی است خودم هم همین را می پرسم. ارتباط آن نوشتن ها با این نوشتن ها کجاست؟ ابرداده، وب معنایی، هستی شناسی! آها فهمیدم این ها به هستی شناسی مرتبط است. آقای رادکان نگاه مرا به هستی تغییر داد. شناخت هستی متاثر از زاویه دید است؛ به این معنی که هستی اگر چه بیرون از فرد نظاره کننده است، تحت تاثیر رویکرد اوست. پس من اگر امروز ناراحتم؛ هستی را شبکه ای از  نقاط و خطوط نامربوط می بینم که تمام بدبختی ها را به هم رج کرده و پیش رویم گذاشته است. وای به روزی که ناراحت باشم!!

 

بد نیست این مثال ساده را به دو دسته رویکرد معرفت شناختی مرتبط کنم من اسم آن ها می گذارم:

·                 رویکردهای ایستا

·                 رویکردهای پویا

در رویکردهای ایستا، دانش تصویری ساده و بلافصل از جهان خارج است که ثابت و بازتابی است. اما در رویکردهای پویا این دانش، ساده و حاصل دریافت بازتابی نیست. در واقع در رویکردهای ایستا نقش انسان به منزله موجود متفکری که ذهنی پویا دارد و تفسیرگر است اگر نگوییم محو، کم رنگ شده است و در رویکردهای پویا، انسان با ذهن تغییرسازش جلوه گر می شود. این انسان است که آن گونه که می طلبد، ادراک می کند.

پس سوال آن است که "من هستی را چگونه می بینم؟! "

فراموش نکنیم آنانی را که بر ذهن ما تاثیرگذاشته اند، هستی ما را متحول کرده اند. پس همواره سپاسگذار انسان های تاثیرگذار باشیم و سعی کنیم خود نیز تاثیری مثبت و سازنده در دیگران ایجاد کنیم. مثل همان معلم قدیمی، همان استاد معلم، همان دوست معلم، و همان بچه ای که شکلاتش را نصف می کند و نصفش را به من می دهد تا از خود گذشتن را در کوچکترین شکلش به من بیاموزد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 13:19  توسط شريف  | 

دومین همایش سراسری اتحادیه انجمن های علمی- دانشجویی کتابداری و اطلاع رسانی ایران (ادکا)

ترویج علم: چشم اندازها، فرصت ها، چالش ها

۱۴ و ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷

 

·         معانی و مفاهیم علم و ترویج علم

·         اندازه گیری و سنجش علم

·         از تولید علم تا ترویج علم

·         کتابداران و ترویج علم

·         کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی و ترویج علم

·         مدیریت دانش و ترویج علم

·         جامعه اطلاعاتی و ترویج علم

·         اینترنت و ترویج علم

·         فرهنگستان ها و ترویج علم

·         رسانه ها و ترویج علم

·         دانش مسلمین و ترویج علم

·         چشم انداز 1404  و ترویج علم

 

مهلت ارسال چکیده مقالات: اول شهریور ۱۳۸۷

تاریخ داوری چکیده مقالات: 20 شهریور 1387

مهلت ارسال متن کامل مقالات: اول آذر 1387

تاریخ داوری متن کامل مقالات: 20 آذر 1387

اطلاعات بیشتر: www.adka.ir و www.adka.blogfa.ir

ارسال مقالات: hamayesh@adka.ir

شماره تماس: 09357865706

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:0  توسط شريف  |